-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:28
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغهای رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست . Adblock test (Why?)
انتظار
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 20:23
ما همیشه مردم منتظر بودیمهمیشه انتظار را بیشتر از بدست آوردن دوست داشتیم بهار نیامده فریادش را میزنیم خرداد نشده تقاضای تابستان حالا هم منتظران پاییزیم
آیا میدانستید؟
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 20:23
آیا میدانستید؟؟ نوشته شده توسط : بلقیس هشتاد درصد مردم برای جلوگیری از شروع دعوا در مقابل کسانی که دوستشان دارند ساکت میمانند؛ حتی اگر هم حرف برای گفتن داشته باشند چرت و خوابهای کوتاه روزانه به بهبود حافظه و کاهش بیماریهای قلبی کمک مؤثری میکند اگر شما هر صبح ٬ مایعات کافی بنوشید٬ انرژی بیشتر و حس به...
پزشکی که برای زاغه نشین های تهران آذوقه میبرد
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 4:14
وارث رضا/ عزت الملوک کاووسی با شناختی که از حلبی آبادها و زاغه نشین های تهران u200fدر نزدیکی میدان شوش، تهرانپارس و دروازه غار پیدا کرده بود، کارش را آغاز کرد. به اهالی آنجا به خصوص u200fمحرومان کورهپزخانهها و کارگرها سر میزد و برایشان آذوقه میبردu200e.u200e افزودن بر آن با فرا رسیدن سرمای پاییزی و ...
شهریور عاشق انار بود
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 4:14
شهریور عاشق انار بود ، اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...آخر انار شاهزاده ی باغ بود تاج انار کجا و شهریور کجا ! انار اما فهمیده بود میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ، اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد... نه شهریور به انار می رسیدxa0 و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛ دانه های دلش ...
چه وقت آدم بزرگی هستیم؟
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 4:14
xa0 هرگاه از خوشبختی کسانیکه دوستمان ندارند هم خوشحال شدیم هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم هرگاه به بهانه ی عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم ه...
زندگی واقعی
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 4:14
xa0 پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ می گفت: ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩی ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ، ﺩﺭ ﻳک ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭهی ﺑﺎ يک دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎیی ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ، ﻛﻪ نمیشناختمش ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ میشناسی؟ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮی ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎی ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨگی ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ میشینه گفتم: ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ میگی ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ...
عشق فقط خدا
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 4:14
xa0 آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداس آموختم که وقتی ناامید میشوم، خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم آموختم اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترینش را در نظر گرفته آموختم که زندگی سخت است ولی من از آن سخت ترم عشق فقط خداست